


امروز خوردم زمين و لبم پاره شده. يهو ديدم دستم که جلوي دهنم گرفته بودم پرخون شده. وقتي صورتم رو شستمو خونها پاک شد ديدم يه چاک خورده روي لبم و زايده ايي هم آويزونه و لبهام هم عين آنجلينا جولي ورقلمبيده، دندون جلوم از شدت ضربه درد مي کرد ولي خداروشکرنشکسته بود...
وقتي مامان ديد،جد کرد که بايد بخيه بخوره بخصوص که 4 يا 5 ساعت از سقوطم مي گذشت و با وجود باند گازي که مدام گاز زده بودم بازم محل زخم خونريزي داشت.
اميد گفت بيام دنبالت بريم دکتر. گفتم ترجيح ميدم يه دکترباهام باشه چون به هيچ عنوان نمي خوام بخيه بزنم، زنگ ميزنم اگه گامبالو وقت داشته باشه همراهيم کنه.
وقتي با کيسه يخ روي لبم براي جلوگيري کردن از ورمش نشستم تو ماشين. و چشمهاي نگران گامبالو بهم خيره شد و پرسيد چي شده بانو؟ يهو مقاومتم شکسته شد و از دردي که بي صدا مي کشيدم زدم زيرگريه ...ديگه نمي خواستم اداي آدمهاي مقاوم و بالغ رو در بيارم. الان فقط بچه ايي بودم که درد داشت
... وسط گريه زمزمه کردم برام آلوچه ترش مي خري؟!!!!
اول رفتيم اورژانس بيمارستان مدرس در حاليکه دکتر رضا کنترل از راه دور با رزيدنت بيمارستان هماهنگ ميکرد. دکتر گفت يکم عميقه بهتره با دکترهاي بيمارستان طالقاني مشورت بشه براي بخيه...
تو راه گامبالو اذيتم مي کرد، چه قيافه آشفته ايي!!! صورت ورم کرده و لب کبود و پاره و موهاُي آشفته و واکر... غلط نکنم تا ببيننمون زنگ ميزن به حمايت از خانواده که يک خانمي اومده بدجور از شوهرش کتک خورده!!!! به فريادش برسيد...
ديگه با من بميرم تو بميري، دکتر گفت چون جاي حساسه بهتره مدارا کني و بهداشتش رو رعايت کني و يه پماد نميدونم چي چي بزني تا زخم هم بياد و بخيه نزني.
نکته خوشمزه اش، موقع معاينه دکتر گفت إ لب پايينت هم سياه شده... گفتم نخيرسياه نشده از اين آلوچه هاي کرت و کثيف خوردم!!!! سياه شده.
بابا نه هنوز ويزايي در کاره نه هيچي ديگه. فقط تصميمش رو گرفتم تا 2 ماه ديگه معلوم شه آيا بدن آيا ندن.
واسه جشن پنج شنبه خوشگل شدم چه جوررررررررررررر.