


گوش میدم و اشکم می چکه...کجای کار رو اشتباه انجام دادم؟
صداش برام یادآور خاطرات خوشه.
شمال...ابر و مه....بوی شالیزار و برنج... قدم میزنیم...سیگار میکشه.... به بخار و دودی که از دهنش خارج میشه نکاه میکنم.... با صدای بم می خونه " کو یارم؟یارم کو؟ " ... باهاش زمزمه میکنم ... چرا نبوسیدمش؟
.
.
.
و اینبار،همون خواننده، همون غم آشنا و بارون و مه و.... چرا؟ چرا !!!؟
چقدر پیش در آمد آهنگ رو دوست دارم...مفتون شعر آهنگم... هرچی رو که یارای نوشتنم نیست میگه و چه ساده میگه ... آغوشی باش تا بوی تو بگیرم.
فرامرز اصلانی- دستم بگیر
لینک دانلود
از معدود نوشته هاییه که دستم برای خطی خطی کردن صفحه نمیرفت و به نظرم هرچی می خواستم بنویسم از ارزش شعر کم می کنه. به نظرم اینقدر متن شعر آهنگ کامل و غنی و مفهوم هست که نیازی به توضیح حسی که توش گیر کردی نیست.
پایانی باش آغاز اگر نِهی.
اضافه شد:
دلم می خواد یک سئوال بی پروا بپرسم
تا حالا شده برای یک بوسه یا یک آغوش بی منت التماس کنی؟
التماسی نه از سر هوس یا غریزه یا چه میدونم شهو*ت... فقط یک نیاز یک پناه یک آرامش گرفتن...
بعدا اضافه شد:
.. گرچه غمی هميشه هست که آسمان نگاهت را ابری کند و شانه هايی که دلشان تنگ شود برای فشار آغوشی...