تبلور

امروز صبح، دو یا سه تا پله رو دوپا دوپا اومدم بالا و یه آفرین گنده به خودم گفتم و محض یادآوری به خودم گفتم " ببین بی هیچ مصرف کورتنی خودت اومدی بالا،قبلا با مصرف روزی 30 گرم کورتن می تونستی چند تا پله رو آدم حسابی بالا بیای" ... نمیدونم شاید بد شدن حال روحی و جسمیم می خواست سرآغاز یه حرکت باشه.

امروز رفتم دکتر برای حل و فصل زائده روی لبم کنار شکاف جوش خورده سابق، گوشت اضافه امروز.
با وجود بی حس کردن لبم که خودش کلی درد داشت.آی درد کشیدم و بی اختیار اشک ریختم با هر سوزنی که تو لبم فرو می رفت! به شدت آستانه تحمل دردم اومده پایین و هیچ رقمه عصبهام بی حس نمیشه.


لطفا بحث در مورد مطلب پایین رو به کامنت دونی این پست نکشید. من به ایشون به عنوان یه بلاگر هر چند با عقیده خلاف احترام میذارم و فقط خواستم اعلام موضع کنم که سوتفاهم حمایت من از بحثهای پیش آمده اخیرشون تو وبلاگ، منتفی قلمداد بشه.


این نوشته حکم پست فردا رو داره.