


صورتم هرچقدر پف کرده و رنگ پريده از بي آرايشي. صورتم پرجوش و پشمالو. موهام آرايش نشده و چرب که فقط با يه تل مهارشون کردم که کمي مرتب به نظر بياد. بدنم شيو نشده و کرم مالي نشده. ناخنهام نا منظم و سوهان نکشيده ... ولي نميدونم چرا هيچکدوم به نظرت نمياد و برات اهميت نداره و با اينحال معذب نيستم در مقابلت. باز من خوشگلترين و خوش تيپ ترين دختر عالمم به نظرت! و کسي رو ياراي رقابت با من نيست. جدي چرا؟ من و گول ميزني يا خودت رو؟
نگو که این خودِ عشقه... قبول نمی کنم.
و اما من:
در طول هفته هیچکاری بهش ندارم و هیچ توقعی. میذارم هرجور که راحته و محیط کارش ازش می خواد، بچرخه. با دیدن صورت شیو نکرده و کت و شلوار همیشگی که دیگه حکم یونیفرم رو داره، رو ترش نمی کنم و تو قیافه نمیرم. امّا... اما اگه یه روز پنج شنبه که تمام ساعاتش رو مال خودشه و می تونه تغییری تو ظاهرش بده ولی نده. با صورت همیشه شیو نکرده و کت و شلوار همیشگی بیاد پیشم که مثلا ناهار بریم بیرون... از خشم و ناراحتی از این همه بی دقتی و به خود نرسیدن، حتی گریه هم می کنم.
حالا تفاوت کجاست؟ من عاشق نیست یا اون؟ اون عاشقتره یا من؟ واسه همین نمی تونم بپذیرم که میگن دوستش داشته باش واسه خودش. همین توجه به خود و زیبا بودن برای طرف مقابل و مطابق سلیقه اش بودن بدون اجبار در زمانهایی که واقعا نمی تونی اونطور باشی که اون می خواد... یعنی نشون دادن عشق و توجه و اگر نکنی یعنی خودخواهی. غیر اینه؟
پ.ن: کیا جان کجایی؟چرا جواب ایمیلم رو نمیدی؟ اگه اینجا رو می خونی یه ایمیل بزن برام.ممنونم.
پ.ن:محمدرضا و نادر عزیز، عملتون موفقیت آمیز و بی خطر...منتظر برگشتتون به سلامت هستیم.