


من آدم شعر دوستی نیستم و با شنیدن یک بیت معمولا طبع ام لطیف نمیشه ... ولی این شعر رو که سروده خانم بهاره رهنماست و خودش در مراسم بانوان برتر وبلاگ نویس اجراش کرد رو دوست داشتم و روح ام رو تازه کرد و آشتی ام داد با تمام عوالم،چیزی بنام زنانگی.
" من روزی را با رویای تو آغاز می کنم.
با رویای بوسیدن لبهایی
با سرخرگهای رز
با رویای اینکه، یقه پیراهنت باشم
تا
گرمای نفست را در بر گیرم
سوپوری باشم
که تو اولین سلام مهربان صبح ات را به او می کنی
با رویای اینکه کفشهایت باشم که
پاهایت را در برگیرم
و شب من ؛
با رویای تو آغاز میشود:
رویای زنی که آخرین پلک را می زند
وبه خواب می رود
و خواب می بیند
که روز بعد را نیز
با رویای تو آغاز می کند... "